My Blog

اختلاف برانگیزترین جملات میان زن و شوهرها

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

اما نمونه چنین جمله ای در مورد مردان نیز وجود دارد. “سرعتت را کم کن” و یا “آهسته تر رانندگی کن” اختلاف برانگیزترین جمله ای است که زنان در برابر مردها به کار می برند.
جملاتی هست که موجب شعله ور شدن اختلافات خانوادگی می شود. بسیاری ازمردها اصرار عجیبی در پرسیدن این پرسش دارند که “چه چیزی برای خوردن داریم”؟ غافل از اینکه با این سوال همسر خود را در آستانه خشم شدید قرار می دهند.

به گزارش “جهان”به نقل از یک هفته نامه آلمانی یک نظرسنجی نشان می دهد دو سوم زنان معتقدند چنین جمله ای عصبانی کننده ترین جمله شوهرها در برابر همسرانشان است.

اما نمونه چنین جمله ای در مورد مردان نیز وجود دارد. “سرعتت را کم کن” و یا “آهسته تر رانندگی کن” اختلاف برانگیزترین جمله ای است که زنان در برابر مردها به کار می برند.

نظرسنجی مجله زنان “بلا” نیز از میان هزار و 51 زن بین 35 تا 60 سال همچنین حاکی است 57 درصد پاسخ دهندگان معتقدند جمله “من که نمی توانم مراقب همه چیز باشم” دومین جمله ای است که بیشترین میزان خشم را در میان زنان برمی انگیزد.

بر این اساس جمله عصبانی کننده دیگر که 54 درصد آراء زنان را به خود اختصاص داده جمله”دختر تو است دیگر” است.یک سایت ویژه مسائل خانواده نیز نظرسنجی مشابهی را درمیان مردان انجام داده که بدترین جملات زنان را که موجب خشم همسرانشان می شود، مشخص کرده است.

این جملات اگر چه در ابتدا ساده به نظر می رسند اما تاثیر زیادی بر مردها دارند. مانند این جمله که “چطور بودم؟” که در نظر 80 درصد مردان پاسخ دادن به آن غیرممکن است.

پرسش دیگر زنان که موجب خشم 47 درصد مردان می شود سوالی است که به وزن و ظاهر آنان بازمی گردد: “یک کم چاق شده ای”. اما در هر حال تعداد سوالاتی که می تواند یک زن را خشمگین کند بیشتر از جملاتی است که قادر به عصبانی کردن یک مرد است. بعنوان مثال گفتن جملاتی مانند: “اینقدرآهسته رانندگی نکن”، “آیا باید همه چیز را برای دوستانت تعریف کنی؟”، “بازهم یک کفش جدید خریدی؟” و نظیر آن از سوی مردها می تواند به آتش اختلافات آنها با همسرانشان دامن بزند. از همین رو این هفته نامه به مردها توصیه می کند از پرسیدن سوالات بیجا! خودداری کرده و به زندگی خود ادامه دهند.

اس ام اس عاشقانه

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .

—————————-
قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!
————————————-

اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست

———————————

بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !

——————————-

يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !

——————————

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .

—————————

قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
———————————

عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

——————————–

زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق را آفريد ديوانه نيست

———————————

عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي

—————————-

بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم
——————————-

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
—————————

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!

—————————-

دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

——————————
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

—————————-

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک

—————————-

اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد
—————————

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.

—————————–

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر…

————————-

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت….هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت….پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت…

—————————-

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل ” ب ” برات ميميرند، مثل ” د ” دوستت دارند، مثل ” ع ” عا شقت ميشوند، مثل ” م ” منتظر مي مونند تا يه روز مثل ” ي ” يارت بشن.

————————–

حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي…

——————————–

کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت… کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت… کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
————————————-

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
—————————-

موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
——————————

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
———————————-

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
——————————

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاينت مبارک

——————————–

گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره
—————————–

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني … خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري … خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
——————————-

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
——————————-

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

———————————-

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
——————————–

عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..

————————————————

تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
————————–

دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند….
———————————

آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد

———————————–

فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست
——————————

شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه

ولنتاین از کجا آمد و چرا رشد کرد؟

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

عشق در جامعه ما یک تابوست . طبیعی است که جوانان با حجم رسانه ای بالای امروز – ماهواره و اینترنت- از آیین ها ، جشن ها و فرهنگ کشور های دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد ،تقلید کنند

 

یکی بود یکی نبود . غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود . یک پادشاهی بود به نام کلادیوس دوم که در روم باستان حکومت می کرد . پادشاه قصه ما اعتقاد داشت که مردان مجرد سربازان جنگجوتر و قوی تری هستند . به خاطر همین دستور داد که ازدواج سربازان قدغن شود و چون پادشاه خشن و بی رحمی بود کسی جرات نمی کرد حرکتی بر خلاف دستور او انجام دهد . اما اینجا پایان قصه ما نیست . تازه شروع داستان است چون کشیشی به نام ولنتاین مخفیانه سربازان رومی را به عقد دختران محبوبشان درمی آورد . این ماجرا ادامه داشت تا اینکه خبر به گوش پادشاه قصه ما رسید و او دستور داد تا ولنتاین را زندانی و اعدام کنند .در روزگاری که والنتین در زندان بود،دختر نابینای یکی از زندانبانان به آنجا رفت و آمد می کرد. بر حسب قضا کشیش قصه ما عاشق این دختر شدو این سرآغاز نامه نگاری های عاشقانه ای بودکه همیشه جمله پایانی اش این بود : از طرف ولنتاین تو
اما بلاخره روز موعود فرا رسید و در روز 14 فوریه 270 میلادی ،کشیش عاشق قصه ما اعدام شدو از آن پس از او تنها اسطوره ای در یاد ها باقی ماند .
امروز بعد از قرن ها که از آن ماجرا می گذرد،چند هفته مانده به ولنتاین کم کم رنگ و روی برخی از مغازه ها تغییر می کند ،هر طرف را که نگاه می کنی ویترین ها پر است از هدایای ویژه ولنتاین . قلب های کوچک و بزرگ ،عروسک های فانتزی ،شمع های رنگی،…
حالا بشنوید از ادامه داستان که چی شد که ولنتاین به ایران آمد و چی شد که طرفدار پیدا کرد و …؟
صحبت از عشق در جامعه در دل غزلیات و قصیده ها ریشه ای قدیمی دارد اما چیزی است که از قدیم آموخته ایم که باید در دل هر شخص باقی در بماند . دولت نهم با شعار مهرورزی کار خود را آغاز کرده وبه نظر می رسد که از مدت اندکی قبل تر،جوان ایرانی، شاید به نوعی به مقابله با این سنت قدیمی برخاسته است چون دوست دارد درباره عشق صحبت کند و حتی آن را جشن بگیرد ،گویا جوانان نیاز به این شادی را احساس کرده اند و دنبال مفهومی بوده اند که این نیاز رابر طرف کند.
به گزارش برنا سارا محبی دانشجوی سال سوم روانشناسی که قلب کوچکی را برای ولنتاین خریده معتقد است وقتی برای کسی که دوستش داری در یک روز خاص که در تمام دنیا جشن گرفته می شود ،هدیه می خری ،احساس شادی خاصی به آدم می دهد “. دانیال صائب نیز درباره ولنتاین نظر خاصی داردو می گوید:” ولنتاین یعنی یک روز از سال، تو درباره چیزی که می خواهی حرف می زنی و آن روز را جشن می گیری.”
دکتر سارا شریعتی ،استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران درباره توجه و گرایش جوانان ایرانی به ولنتاین که هر سال بیشتر از قبل می شود ،می گوید:”در جامعه ما تعادلی بین مرگ و زندگی و غم و شادی نیست .اگر در سال 65 روز برای عزا هست ،شاید 20 روز برای شادی داشته باشیم .این باعث می شود وقتی در رده های بالای سیاست گذاری کاری انجام نشود ،رده های پایین (مردم)خودشان شادی آفرینی کنند.”او ادامه می دهد :”جشن تولد 50 سال پیش رسم نبود ،اما امروز خیلی ها تولد می گیرند . هر جامعه ای در مورد نیازی که پاسخ بومی و داخلی نداشته باشد ،از جوامع دیگر وام می گیرد .این وام گیری اول یک دوره مخفی را می گذراند و بعد کم کم جای خود را پیدا می کند.”
اما می دانیم که گسترش ولنتاین در ایران تنها به دلیل نبود شادی و نشاط در جامعه نیست ،بلکه دلایل خاص دیگری نیز دارد. دکتر شریعتی در این باره می گوید:”عشق در جامعه ما یک تابوست . طبیعی است که جوانان با حجم رسانه ای بالای امروز – ماهواره و اینترنت- از آیین ها ، جشن ها و فرهنگ کشور های دیگر باخبر شوند و آنچه پاسخگوی نیازشان باشد ،تقلید کنند. این تقلید کم کم آن قدر عادی می شود که شاید 50 سال آینده کسی حتی به یاد نیاورد که ولنتاین از کجا و چگونه وارد فرهنگ ما شده است.” اما بعضی از صاحبان نظران هم نظر دیگری دارند .آنها معتقدند که گسترش ولنتاین تنها به دلیل مافیای اقتصادی است که آن تبلیغ می کنند تا از این رهگذر پولی به جیب بزنند. ولنتاین یکی از جشن هایی بود که در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی به افتخار قدیس ولنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می شد که به مرور زمان به جشنی نمادین برای عشاق در آمد و به روز عشق و عشق ورزی مشهور گردید. حالا سوالی که مطرح است این است آیا ما در آیین های ایرانی و ملی مان چنین جشنی نداریم؟ پاسخ بله است .سالروز ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) که از سوی دولت، روز خانواده نام گزاری شده است و حتی جشن سپندارمذگان یا جشن گرامیداشت زمین و زن در بیست و نهم بهمن ماه .
ایرانیان باستان ،زمین را نمادی از عشق می دانستند چون اعتقاد داشتند که زمین بافروتنی و تواضع به همه کس عشق می ورزد . سپندارمذگان جشن عشق بود و در این روز زنان به مردان با محبت تمام هدیه می دادند و مردان زنان را از کارکردن معاف می کردند و از آنان اطاعت می کردند .
سوال دوم این است که چرا سرمایه گزاری خاصی در مورد هیچ یک از آیین های ایرانی و بومی خودمان انجام نمی شود؟
هزاره سوم و قرن جدید همراه پیشرفت روز افزون خود نیاز های جدیدی را می طلبد . جوانان امروز با نیاز های نوینی روبرو هستند. حالا سوال این است وقتی نیازی هست و ما پاسخ آن را در میان آیین ها و فرهنگ غنی ایرانی خود داریم چرا با بی توجهی و چشم پوشی زمینه را برای نفوذ فرهنگ دیگری باز می کنیم؟
درست است که باید فرهنگ شادی را ترویج کنیم. فرهنگ اصیل ایرانی بی شک از زمینه و استعداد کافی برخوردار است و صرفا توجه ویژه ای را می طلبد تا از این پس جوانان ایرانی روزی را برای دوست داشتن جشن بگیرند که ریشه در فرهنگ ، آیین و اعتقادات خودشان دارد. با پاک کردن صورت مسئله هیچ گاه نمی توان آن را حل کرد. ولنتاین و عناوین مشابه آن سرآغاز یک جریان بزرگند و بررسی ویژه ای را می طلبد.

 

 

 

10 فايده موثر ارتباط عاشقانه

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

1- نياز كمتر براي مراجعه به پزشك : يكي از فرضيه هاي توجيهي براي اين مزيت اين است كه افرادي كه داراي ارتباط خوب با يكديگر هستند بهتر از خود مراقبت مي كنند. بهترين دوستان شما به شما انگيزه حفظ رژيم غذايي سالم را مي دهند.
2- افسردگي و سوء مصرف دارويي كمتر : تحقيقات ثابت كرده كه ازدواج و تاهل باعث كاهش ميزان استرس در مردان و زنان مي شود وميزان مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي غير مجاز را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد.
3- كاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد يكي از عوامل تاثير گذار بر فشار خون مي باشد و اين مقدار را در حد ايده الي حفظ مي كند.
4- كاهش اضطراب: اين افراد به دليل توليد دوپامين بيشتر كمتر دچار اضطراب مي شوند.
5- كنترل طبيعي درد: مطالعات MRI بر روي زوجها ثابت كرده كه فعاليت بخشي از مغز اين افراد در كنترل درد چشمگير تر مي باشد.
6- مديريت بهتر استرس: افرادي كه توسط ديگري حمايت مي شوند و ديگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرايط استرس زا به طور معقول تري برخورد مي كنند.
7- كاهش ميزان سرماخوردگي: افرادي كه داراي روابط عاشقانه هستند كمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگي مي شوند و در نتيجه سيستم ايمني آنها ارتقا مي يابد و در برخورد با عوامل ويروسي و سرما كمتر دچار بيماري خواهند شد.
8- التيام سريعتر: سرعت التيام زخم يكي ديگر از قدرت هاي حاصل از روابط عاشقانه است كه البته با انجام آزمايش صحت آن تاييد شده است.
9- افزايش طول عمر: سرعت مرگ و مير افراد مجرد به هر دليل ممكن 58% بيشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگي با ميزان كاهش انزواطلبي در ارتباط است. تنهايي و انزوا طلبي يكي از دلايل اصلي مرگ و مير مي باشد.
10- زندگي شادتر: يكي از بارزترين مزاياي عشق، لذت و شادي است. شادي حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بيشتر از درآمد قابل توجه شادي آور و لذت بخش است.

سينمای كودک با خانواده‌ها معنا پيدا مي‌كند

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

«محمدابراهيم معيري» گفت: به اعتقاد من در حال حاضر سينماي كودك با خانواده ها معنا پيدا مي‌كند به دليل اين كه يك كودك به تنهايي نمي‌تواند به سالن سينما بيايد و اين سينماي خانواده است كه بايد به آن شكل داده شود و در واقع بخشي از اين سينما، سينماي كودك و نوجوان است.به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «كتوني سفيد» فيلمي است كه در طبقه‌بندي ژانر‌ها جزو سينماي كودك و نوجوان به حساب مي‌آيد و «محمد ابراهيم معيري» ساخت فيلم براي كودكان و نوجوانان را علاوه بر دغدغه نوعي وظيفه آموزشي نيز براي خود مي‌داند، فيلمي كه ضمن رعايت قوانين فيلمسازي با دست‌مايه قرار دادن فوتبال به عنوان پيرنگ اصلي داستان قطعا مي تواند كودكان و نوجوانان زيادي را به سينماها‌ بكشاند اما به اين شرط كه فيلم اكران مناسبي داشته باشد.
به مناسبت اكران «كتوني سفيد» كه به نوعي جزو معدود فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان است گفت وگويي را با «محمد ابراهيم معيري» انجام داده‌ايم كه در زير مي‌خوانيد.

* براي شروع، ايده «كتوني سفيد» از كجا شكل گرفت؟
- «كتوني سفيد» قصه جمعي از تعدادي از بچه‌هاي كتوني به پا است كه تلاش مي‌كنند تا آينده بهتري را براي خود رقم بزنند و اينجا به لحاظ فكري و جسمي در شرايط پرورش قرار مي‌گيرند، عامل محركه اين موضوع، مردي است كه در اول داستان با كتوني سفيد وارد يك شهر مي‌شود و اولين ارتباطات را با آن بچه‌ها دارد و موجب مي‌شود، تحرك و خوب فكر كردن و خلاق بودن و شجاعت جزئي از وجود بچه‌ها شود. بچه‌ها با اين مرد همراه مي‌شوند و در اين همراهي خودشان هم به لحاظ فكري و جسمي رشد مي‌كنند. تا زماني كه شروع كردم به داستان‌نويسي يعني از 18 سالگي دائما در حال بازنگري‌اش بودم و فقط به بازي و بازيگوشي فكر مي‌كردم و حتي در دانشكده هم اين بازيگوشي همراه بود اما در اين شش سال سينما تبديل شده است به كار من و كم‌تر مي‌گذارد كه بازيگوشي كنم ضمن اين كه وقايعي در گذشته بوده كه يك خط و خطوطي از آنها در فيلم‌هاي من است و اگر بچه‌ها، «پروانه‌ها بدرقه مي‌كنند» و« قاصدك‌ها در باد مي‌رقصند» را ببينيد به نحوي زندگي خودم و محيط هاي كه در آن بزرگ شدم، قابل مشاهده است، «كتوني سفيد» هم موضوعش اين است كه من هميشه با معلمان ورزش رابطه خوبي داشته‌ام.
در مورد شكل گيري فيلمنامه «كتوني سفيد» بايد بگويم كه من چون اهل فوتبال هستم و به بازي و فوتبال از بچگي علاقه داشته‌ام، يك بخشي اش بازيگوشي است در فيلمسازي و اين ها يك نوعي مكمل هم هستند. من هميشه در ذهنم بود كه يك مدرسه اي كه بچه‌ها هر روز در آن جمع مي شوند يك فضاي متحركي با رشد ديگري داشته باشد. من خودم در دوران تحصيل در مدارس مختلف بودم و هميشه فكر مي‌كردم كه شايد اگر شكل‌هاي تازه‌اي از پرورش و آموزش شكل بگيرد، مفيد‌تر باشد و بچه‌ها استقبال بهتري را از دوران خوب نوجواني مي‌كنند بنابراين هميشه دوست داشتم اين موضوع را در فيلمي ببينم و با حضور عوامل خوب سينما به خصوص تهيه كننده فيلم كه حمايت مادي و معنوي خوبي از اين پروژه كرد توانستم «كتوني سفيد» را بسازم و بسيار خوشحالم از اين كه اين اتفاق رخ داد و در شرايط خوبي اين فيلم را توليد كردم. آنچه كه در بضاعت من بود، همين است و فكر مي‌كنم سكانس‌هاي قابل دفاعي هم در فيلم وجود دارد كه به اعتقاد من «كتوني سفيد» تقريبا با همه نوع تماشاگر كودك و نوجوان و خانواده‌هاي‌شان ارتباط مناسبي برقرار مي‌كند كه البته واكنش تماشاگر كودك و نوجوان برايم بسيار مهم است.

* شما فيلمي ساخته‌ايد كه به تعبير خودتان با همه‌گونه‌هاي سني كودك و نوجوان، مي‌تواند ارتباط مؤثري برقرار كند، اما خيلي دوست دارم بدانم ساخت فيلم كودك براي كارگرداني مثل شما كه تجربه ساخت دو فيلم كودك ديگر هم داشته‌ايد، دغدغه است يا در شرايط و به دليل مناسبات حاكم بر سينما، در حال حاضر ترجيح مي‌دهيد فيلم كودك بسازيد؟
- «كتوني سفيد» از اين حيث مخاطب مختلفي دارد كه داستان درام به گونه‌اي است كه شخصيت‌هاي مختلفي بار درام را به دوش مي‌كشند، حضور اين‌ها و يك داستان كلي كه با حضور معلم «كتوني سفيد» و حضور در محل كارش مدرسه سعادت شروع مي‌شود. مدرسه سعادت همان مدرسه خوشبختي بچه‌هاي فيلم است كه با حضور ما اين نوع تفكري كه معلم براي آن‌ها به ارمغان مي‌آورد، شكل تازه‌اي پيدا مي‌كند.
اين موضوعات خيلي دروني است و من فكر مي‌كنم گذشته من هم مي‌توانست به همين شكل رقم بخورد و بهتر باشد و يك مجموعه‌اي داشته باشيم كه به سمت خلاقيت حركت كند. اين درونمايه باعث مي‌شود تا همه نوع مخاطب را درگير كنيم، به اعتقاد من در حال حاضر سينماي كودك با خانواده‌ها معنا پيدا مي‌كند به دليل اين كه يك كودك به تنهايي نمي‌تواند به سالن سينما بيايد، اين سينماي خانواده است كه بايد به آن شكل داده شود و در بخشي از اين سينماي خانواده در واقع سينماي كودك و نوجوان است. با توجه به اين كه من خودم چندين داستان در مورد كودكان نوشته‌ام و چند مجموعه تلويزيوني و سه فيلم سينمايي براي كودكان ساخته‌ام كه تقريبا درونمايه مشابهي به لحاظ انساني دارد، طبيعتا پرداختن به اين سينما براي من يكي از دغدغه‌هاي فيلمسازي‌ام خواهد بود و به نظر من دغدغه در اين نوع سينما حرف اصلي را مي‌زند و خارج از معيارهاي زندگي هنري است اما به اعتقاد من، سينماي كودك، سينمايي است كه وظايف سختي را بر عهده فيلمساز واگذار مي‌كند تا يك فيلم شكل بگيرد. يعني يك داستان سالم، آموزنده و اين كه فيلم كوچك‌ترين نكته منفي آموزشي نداشته و به دور از جهت‌گيري باشد، در اين شرايط، بايد فيلمسازي كودك دغدغه‌اي باشد كه فيلمساز بتواند سختي‌هاي كار را تحمل كند.

*با اين توضيح، فكر مي‌كنم مي‌شود در مورد كليت سينماي كودك بيشتر صحبت كنيم، در دهه 60 كه به تعبيري دوران اوج سينماي كودك كشورمان است. فيلمسازان موفقي در اين عرصه فعاليت داشته‌اند كه در سال‌هاي اخير بنا به دلايل مختلف تمايل به حضور در اين عرصه را نداشته‌اند. با اين پيش‌فرض به نظر شما چه اتفاقي در سينماي كودك افتاده است كه آن فيلمسازان كه روزگاري سرمايه‌هاي سينماي كودك به حساب مي‌آمدند، امروزه به هر دليلي، سينماي كودك دغدغه‌شان نيست؟
- مسيري كه من به شخصه براي خودم تعريف كرده‌ام، اين است كه همواره فيلم كودك خواهم ساخت اما بعضي اوقات هم از حوزه دشوار سينماي كودك به لحاظ توليدي و محتوايي خارج مي‌شوم. در سينماي كودك بايد براي بچه‌ها حرف داشت و بايد خيلي درست در اين حوزه فكر كرد، به اين دليل كه كودكان خيلي سريع تأثير مي‌پذيرند و اين تأثير بيروني مي‌شود. سينما محصول شگفت‌انگيزي است كه كودكان و نوجوانان بيشترين تأثير را از آنان مي‌پذيرند و به همين دليل، خيلي سخت است كه در يك دايره محدودتر كاري به نام سينماي كودك كار كرد. به شخصه طبيعتا فيلم‌هايي را خواهم ساخت كه براي كودكان نيست چون هميشه نمي‌توانم در اين عرصه بمانم اما وظيفه داشتم كه تجربيات خودم را به صورت داستاني و سينمايي در اختيار بچه‌ها بگذارم كه امكان دارد اين تجربه ادامه پيدا كند و با فيلم‌هاي متنوع و با توجه به اين كه به سمت سينماي فانتزي تمايل دارم، فيلم‌هاي بهتري را براي بچه‌ها بسازم. در حال حاضر، شرايط جنبي ساخت فيلم‌هاي فانتزي در كشور فراهم است اما بايد حمايت‌هاي بيشتري انجام شود چرا كه بچه‌ها شايسته اين حمايت هستند و فيلمسازان ديگر هم نيازمند اين حمايت هستند.
به شخصه فعاليت در حوزه سينمايي كودك را ادامه خواهم داد ولي فيلم‌هايي را هم خواهم ساخت كه يك مقدار از اين شرايط دشوار تقريبا نجات پيدا كنم. اين شرايط دشوار باعث شده است تا ديگر خيلي از كارگردانان اين عرصه فيلم كودك نسازند و حتي به آن ديگر فكر نكنند كه متاسفانه در بخشي از سينماي كشور فكر مي شود ساخت فيلم كودك آسان تر است اما به اعتقاد من اين طرز تفكر اشتباه و سينماي كودك هم اقتصاد و هم بار آموزشي و تربيتي اش و از طرف ديگر وجود درامي كه بتواند بچه هاي را سرگرم كند كار بسيار مشكلي است و شايد به همين دليل اين كارگردانان از اين عرصه خارج شده‌اند. همچنين به اعتقاد من، اگر وضعيت اكران فيلم‌هاي كودك، سازوكار مناسب‌تري پيدا كند، فكر مي‌كنم كارگردانان با آغوش باز بيشتري به سمت ساخت فيلم كودك گرايش پيدا كنند.

* شما در صحبت‌هاي‌تان به ساخت فانتزي در ژانر كودك اشاره كرديد، به عنوان يك كارگردان فكر مي‌كنيد سينماي ما در حال حاضر توانايي توليد فيلم فانتزي را براي بچه‌ها دارد؟
- سينماي فانتزي يك نوع سينماي گسترده و حجيم است كه امروزه بخش زيادي از هنر- صنعت سينما را تحت‌تأثير خودش قرارداده است، ما امكانات بالقوه‌اي را دراين زمينه داريم اما براي بالفعل شدن نياز به جدي گرفتن يكسري دانش‌هايي داريم. اين دانش‌ها باعث مي‌شود تا يك پل‌ارتباطي باشيم و شرايط خودمان را به شرايط گسترده‌تري درعالم سينما برسانيم، يعني درفضايي فعاليت كنيم كه مخاطب جهاني داشته باشيم. امروز دغدغه خيلي از خانواده‌ها آموزش و تربيت بچه‌ها است و اين كه دركتاب سرگرمي چيزهاي خوبي را بياموزند. همه اين پتانسيل دركشور ما موجود است اما زمينه‌اش اين است كه از نظر تكنولوژي سينما پيشرفت كنيم، تكنولوژي سينما هم درحال حاضر با توجه به اين كه دوران گراني را طي كرد، دارد به سمتي پيش مي‌رود كه احتياج به صرف هزينه كمتري نسبت به گذشته است، يعني مي‌شود با هزينه كمتري به تمامي امكاناتي كه درجهان موجود است، مجهز شد اما جامعه سينمايي، بايد اين را باور داشته باشد كه اگر سينماي كودك و نوجوان متنوع شود و پيشرفت كند، بالطبع سينماي ما هم پيشرفت خواهد كرد. اتفاقا من قضيه را پيش‌رو مي‌بينم از اين جهت كه با مخاطب خوبي را در درجه اول آموزش مي دهيم، چرا كه مخاطب كودك و نوجوان مخاطب فرداي سينماي ايران است و از اين جهت، خيلي مهم است كه بدانيم در دهه آينده سينماي ملي با چه مخاطباني مواجه است. مسئله بعدي اين است كه درون سينماي كودك بايد آميخته با رنگ، نور ، فانتزي و هيجان باشد، اگر بخواهيم به اين مؤلفه‌ها برسيم، لازمه‌اش رسيدن يك پيشرفت در سينما است تا صحنه‌هاي خلاقانه و وسيعي را از تاريخ و گذشته‌مان خلق كنيم.

* اگر خودتان بخواهيد روزي فانتزي بسازيد، فكر مي‌كنيد چه چيزي از فانتزي را كودكان ما مي‌پسندند؟
- من يكي دوطرح دراين زمينه دارم كه با بهره‌گيري از تكنولوژي ديجيتال و استفاده از شرايط محيطي كشور قابل اجرا است. به عنوان مثال: «رنگين كماني بعد از بارش باران پيدا مي‌شود و از دل اين رنگين كمان هفت كودك پيدا مي شوند و درحالي كه يك مساحتي را دايره‌وار حركت مي‌كنند به زمين تزريق مي‌شوند». اين سكانس را بايد از كودكان و نوجواناني بهره بگيريم كه توانايي طي مسافت زيادي از طريق حركات آكروباتيك داشته باشند و پسزمينه‌هاي خيلي شفاف و مدرن ديجيتالي بسازم و از طبيعت بكر ايران هم مدد بگيرم تا اين سكانس ساخته شود. همه شرايط اين سكانس را مي‌شود فراهم كرد اما سعي و انرژي كه يك فيلمساز بايد به خرج دهد خيلي زياد است. اين‌ها موضوعاتي است كه من به آن علاقه دارم و شايد در آينده سكانس‌هايي متنوع و تازه‌اي را با محوريت فانتزي در سينما دنبال كنم.

*اگر موافق باشيد، برگرديم به فيلم «كتوني سفيد»، شما موضوعي را براي درونمايه فيلم‌تان قرار داديد كه به راحتي مي‌تواند با بچه‌ها ارتباط برقرار كند. فكر مي‌كنيد استقبال بچه‌ها از اين فيلم چگونه خواهد بود؟
- من مطمئن هستم اگر اين فيلم خوب اكران شود، با استقبال روبه رو خواهد شود. «كتوني سفيد» فيلمي است كه 80 تا 90 درصد مخاطبان از ديدن آن راضي خواهند بود و پيش نخواهد آمد كه مخاطبي باشد و سالن سينما را ناراضي ترك كند. من در جشنواره‌هاي فجر و كودك اين موضوع را ديدم كه مخاطب تا پايان فيلم در سالن سينما مي‌ماند. دوست دارم اكران اين فيلم اجازه دهد در جريان اين ديده شدن‌ها، ما هم بهتر ديده شويم و به اعتقادم، فيلم ديدن در كنار تماشاگران به خصوص كودكان بهترين آموزش براي يك فيلمساز كودك است.

* «كتوني سفيد» تاكنون در چندين جشنواره حضور داشته، بازخورد مخاطبين چگونه بوده است؟
- نسخه ناتمام «كتوني سفيد» در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر حضور داشت و در روزهاي آخر جشنواره، يك اكران داشتيم. بازخورد اين اكران محدود، راهي را به من نشان داد تا نسخه كامل آن را به جشنواره كودك ارايه دهم و انشاءالله، فيلم براي حضور در چند فستيوال خارجي هم شركت كند. البته دو فيلم قبلي من هم در جشنواره‌هاي مختلف حاضر بودند، اما «كتوني سفيد» قدم بهتري در فيلمسازي من است ضمن اين كه نكته‌اي كه مدنظر من است، قطعا جلب‌نظر جشنواره‌ها نيست، چرا كه من در فيلم از موضوعات مربوط به آموزش و پرورش صحبت كرده‌ام كه برايم بسيار مهم هستند.

* و صحبت پاياني….
- من در ذهنم توسعه را از طريق بچه‌ها مي‌بينم و جشنواره‌اي نظير كودك و نوجوان جايي است كه كانون شكل‌گيري اين توسعه مي‌تواند باشد، يعني اگر بضاعت سينماي كودك در اين جشنواره حضور دارد، از سوي ديگر كانون گفت‌وگو با بچه‌ها است و كانون بازتاب ذهني كودكان را مي‌توانيم دريافت كنيم و از اين نظر، يك بار آموزشي مي‌تواند براي فعالان حوزه كودك‌ونوجوان داشته باشد. به همين دليل به اعتقاد من بايد به بارهاي آموزشي جشنواره توجه بيشتري شود.
در پايان هم از تهيه‌كننده كار، جهانگير كوثري كه در طول ساخت پروژه واقعا جسارت به خرج داد، از حسين ياري و باران كوثري كه با بازي خوب‌شان در پيشبرد كار بسيار كمك كردند و از تمام عوامل پشت صحنه «كتوني سفيد» تشكر مي‌كنم.

ولنتاين روز شما نيست ، منتظر باشيد

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

كريسمس امسال، ايرانيان مقيم آمريكا و به دنبال آنها بسياري از ايرانيان سراسر دنيا ايميل مبتكرانه‌‏اي را دريافت كردند كه با شوخي تندي به آنها يادآوري مي‏كرد جشن كريسمس به ايرانيان مسلمان ارتباطي ندارد.
اما شايد مبتكر اين ايميل فراموش كرده بود كه بسياري از همين ايراني‏ها، از چند روز بعد در تدارك جشن ديگري خواهند بود كه به اعتقاد گروهي ديگر اصلا قرابتي با فرهنگ آنها ندارد.

به گزارش “ايلنا” 14 فوريه يا 25 بهمن ماه(امسال به علت سال كبيسه با 26 بهمن مصادف شده است) از سال‌‏هاي بسيار دور ميلادي به عنوان روز «ولنتاين» جشن گرفته مي‏شود و در كشور ما در سال‌‏هاي اخير به «روز عشاق» معروف شده است.

ولنتاين ايراني‏ها با گاوهاي چيني

اين روز كه در سال‌‏هاي قبل با رد و بدل كردن هديه‌‏هاي نه چندان گران قيمت مثل شكلات و عطر بين دخترها و پسرها به شب مي‏رسيد، امسال با دگرگوني جالب توجهي مواجه شده است. انگار قرار است به دلايل نامعلوم ولنتاين جوانان ايراني امسال با «گاوهاي چيني» برگزار شود؛ چه از همان يك ماه پيش كه تب و تاب اين روز آغاز شد، بيشترين چيزي كه در فروشگاه‌‏ها عرضه مي‏شود همين عروسك‌‏ها هستند.

تحقيق ميداني خبرنگار «ايلنا» هم بر اين حرف صحه مي‏گذارد؛ از بين عروسك و لوازم تزئيني فروشي سطح شهر تهران كه در نقاط مختلفي از جمله انقلاب، آرياشهر و شمال شهر تهران انتخاب شدند، قيمت‌‏هاي اين قبيل كالاها متغير است به گفته فروشندگان عروسك‌‏هاي چيني از دو تا 60 هزار تومان و كارت پستال از 200 تومان تا 9 هزار تومان به فروش مي‏رسند.
البته به گفته يكي از فروشندگان قيمت‌‏ كارت‌‏هاي ايراني و خارجي خيلي تفاوت دارد و بيشتر خريداران ترجيح مي‏دهند كارت‌‏هاي خارجي را بخرند. شكلات هم كه همچنان از كادوهاي پرطرفدار «ولنتاين» است، از بسته‌‏اي 400 تومان تا چند هزار تومان قيمت دارد.

برخي از مردم هم وسايل تزئيني ديگري را با قيمت‌‏هاي مختلف مي‏خرند، به گفته بسياري از فروشندگان امسال عروسك‌‏ به ويژه «گاو» از طرفداران بيشتري برخوردار است.

حميد فروشنده‌‏اي كه تا سال‌‏هاي پيش بيشتر عروسك‌‏هاي كوچك يا قلب‌‏هاي تزئيني را در روزهاي نزديك به جشن مي‏فروخت در اين مورد مي‏گويد كه امسال باورود عروسك‌‏هاي بزرگ و گران قيمت‌‏تر فروش چندين برابري را تجربه كرده است و هنوز به روز ولنتاين نرسيده به اندازه سه ماه گذشته فروش كرده است.

بسياري از كساني كه به دنبال برگزاري جشن ولنتاين مي‏روند، حتي با معني آن آشنا نيستند

نكته جالب توجه اين است كه بسياري از كساني كه به دنبال برگزاري جشن ولنتاين مي‏روند، حتي با معني آن آشنا نيستند. در ميان 50 نفري كه مورد پرسش شدند، حدود 34 نفر اطلاعي در مورد معناي اين مراسم نداشتند و ديگران هم اطلاعات دست و پا شكسته‌‏اي را از شبكه‌‏هاي خارجي دريافت كرده بودند.

سميرا يكي از افرادي است كه اگر چه هر سال براي دوست خود كادوي ولنتاين مي‏خرد اما معناي آن را نمي‏داند” به نظر من «ولنتاين» روز عشاق است و بقيه معاني و تاريخچه آن مهم نيست.”

آرش ولنتاين را يك جور سرگرمي مي‏داند. او كه اين اسم را به اشتباه« ولنتايم» تلفظ مي‏كند، مي‏گويد: اگر چه من هر سال از دوستانم هديه مي‏گيريم و براي آن‌‏ها هم هديه مي‏خرم اما معناي آن برايم چندان اهميتي ندارد.

جشن ولنتاين در حالي سال به سال رو به پررنگ‌‏تر شدن در بين جوانان ايراني مي‏گذارد كه برداشت مردم ساير كشورهاي جهان در اين باره قدري متفاوت به نظر مي‏رسد.

گوستاو آمريكايي و ساكن هلند است و نخستين هديه ولنتاين خود را به مادرش داده است. او هر سال هديه كوچكي را براي معلم، مادر و يا يكي از دوستان مورد علاقه‌‏اش مي‏دهد و از اينكه اين رسم در بين مسلمانان نيز رواج پيدا كرده قدري متعجب مي‏شود.

بسياري از دوستان گوستاو پايبند به برگزاري جشن ولنتاين نيستند و اين رسم در بين آنها خيلي جدي تلقي نمي‏شود.

اما سارا كه بيشتر عمر خود را در ايران سپري كرده، چند سالي است كه در كانادا به سر مي‏برد. او گرايش ايرانيان را به ولنتاين نمي‏پسندد و مي‏گويد: «اين جشن فقط براي پولدار كردن توليدكنندگان و فروشندگان است و فقط به همين منظور به ايران وارد شده است.»
به اعتقاد سارا بهتر است كه جوانان ايراني به رسوم فرهنگي خود بيشتر پايبند باشند تا اين‌‏كه از رسوم كشورهاي غربي تبعيت كنند.

شايد منظور سارا از رسوم سنتي همان جشن مهرگانباد كه به گفته كارشناسان در فرهنگ ايراني روز عشق است و با ولنتاين برابري مي‏كند.

مهرگان در فرهنگ ايراني روز عشق حقيقي و واقعي است

اسفنديار اختياري، نماينده زرتشتيان مجلس هشتم معتقد است كه مهرگان در فرهنگ ايراني روز عشق حقيقي و واقعي ناميده شده و مردم بايد به جاي ولنتاين اين روز را زنده كنند.
بختياري كه از رواج فرهنگ غربي در ايران ناخرسند است، تصريح مي‏كند: به دليل نبود برنامه‌‏هايي براي فرهنگ‌‏سازي بسيارياز رسوم زيباي ايراني مورد غفلت واقع شده‌‏اند.
به گفته او «مهرگان» همزمان با ششم مهر ماه، بهترين زمان براي ابراز علاقه و دوستان و بستگان است.

اصغر مهاجري جامعه‌‏شناس و استاد دانشگاه هم نقص در مديريت برنامه‌‏ريزان كشوري در برجسته‌‏سازي و استفاده از ظرفيت‌‏هاي فرهنگي را دليل گرايش نادرست جوانان ايراني به «ولنتاين» مي‏داند و مي‏گويد: فرهنگ مردم ايران غني و توسعه يافته است و هم در پيشينه ملي و هم در پيشينه مذهبي نمادهايي از «روز عشق» به چشم مي‏خورد.

اول ديحجه يا جشن مهرگان مي‏توانند جايگزين‌‏هاي مناسبي براي روز ولنتاين باشند
به گفته او اول ديحجه در مناسبات مذهبي و جشن مهرگان در فرهنگ ايراني هر دو مي‏توانند جايگزين‌‏هاي مناسبي براي روز ولنتاين باشند و از پيشينه غني و در خور برخوردارند.
چين، ژاپن، كره جنوبي و مصر هر كدام روزهايي را معادل «ولنتاين» در كشور خود جشن مي‏گيرند

جايگزيني روزهاي متناسب با ولنتاين همان كاري است كه بسياري از كشورها انجام داده‌‏اند. مثلا چين، ژاپن و مصر هر كدام روزهايي را معادل «ولنتاين» در كشور خود جشن مي‏گيرند.
در كشور چين اين روز به «شب هفت‌‏ها» ناميده مي‏شود و در ژاپني‏ها به «تاناواتا» معروف است. در كره جنوبي نيز مردم روز «پپرو» را جشن مي‏گيرند و مصري‏ها هم روز چهارم نوامبر هر سال را به عنوان روز عشق برگزار مي‏كنند.

تاريخچه ولنتاين

به هر حال تاريخچه ولنتاين به زمان اعدام كشيشي با همين نام برمي‏گردد اما تاريخچه كامل و دقيق والنتين در دست نيست.

بنابر برخي روايات در سده سوم ميلادي كه مطابق ميشود با اوايل شاهنشاهي ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده‌است بنام كلاوديوس دوم (CLAUDIUS II). كلوديوس عقيده داشت مردان مجرد نسبت به آناني كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتري هستند. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراتوري روم قدغن ميكند. كلاوديوس به قدري بيرحم وفرمانش به اندازه‌اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. (شايان ذكر است كه در آن هنگام هنوز امپراتوري روم، به آيين مسيحيت نگرويده بود و اين امر تقريباً 40 سال پس از دوران كلاوديوس دوم يعني در دوران كنستانتين اول، موسوم به كنستانتين كبير صورت گرفت). اما كشيشي به نام والنتين (والنتيوس)، مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري ميكرد. هنگامي كه كلاوديوس اين امر را دريافت، والنتين را دستگير و زنداني كرد. كلاوديوس به منظور منصرف ساختن والنتين از باور خويش، به زندان و به استقبال وي شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. اين در حالي بود كه والنتين نيز به گونه‌اي متقابل كوشيد تا كلاوديوس را به آيين مسيحيت فراخواند؛ امري كه موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حكم به اعدام وي داد. هنگامي كه والنتين در زندان به سر ميبرد، يكي از زندانبانان دختري نابينا داشت كه به زندان ميآمد به تفصيل با وَلِنتَين سخن ميگفت و درست پيش از آن كه والنتين به اعدام محكوم گردد، براي آن دختر نابينا كارتي فرستاد كه بر روي آن نگاشته بود: ««از طرف والنتين ِ تو» (FROM YOUR VALENTINE)» امضاء كرده‌است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روي كارتهاي والنتين مشاهده ميشود.

افسانه ديگر حاكي از آن است كه هنگامي كه والنتين را به زندان افكندند، مردم براي وي يادداشت‌هايي كوچك كه در لفافه پيچانده بودند و در شكافهاي ديواره سلول وي جاسازي ميكردند ميفرستادند و او آنها را يافت و در حق آنان نيايش كرد. به ديگر سخن، بنياد تاريخي كارت والنتين همين امر است. كشيش والنتيوس در 14 فوريه 270 ميلادي (در برخي روايات 269 و مطابق با برخي روايات ديگر 273 بعد از ميلاد) اعدام شد. بنابراين او را به عنوان فدايي و شهيد راه عشق ميدانند و از آن زمان والنتين تبديل به نمادي براي عشق شده‌است و بدين روست كه در كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي اروپايي و امريكاي شمالي، مراسم روز والنتين همه ساله در 14 فوريه برگزار ميگردد.

در ايميلي كه ايرانيان مقيم آمريكا در روز كريسمس دريافت كردند ضمن تبريك عيد كريسمس نوشته شده بود «كريسمس به شما ربطي ندارد، منتظر نوروز باشيد» پس شايد بد نباشد اين جمله را در مورد «ولنتاين» نيز تكرار كنيم.

زنان مظلوم واقع شده اند یا مردان ؟

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

به گزارش خبر نیوز، حال و هوای امروز ایران نسبت به ۱۰ سال پیش سیر زن سالاری به خود گرفته است.

با مرور گذشته نقش زنان در اجتماع بسیار متفاوت بوده است که یکی از دلایل پایئن بودن آمار طلاق شناخت زنان نسبت به وظایفشان در زندگی زناشویی بوده است.

یکی از دلایلی که زندگی مشترک رو به زن سالاری و بالا رفتن آمار طلاق شده است اهمیت افراطی و بیش از حد دولت به زنان است که باعث شده آنها بسیار زیاد تر از حد مجاز احساس قدرت نمایند.

یکی از این روزنه ها که مطمئنا باعث افزایش آمار طلاق می شود اجرای طرح بيمه زنان مطلقه براي حمايت از زنان مطلقه می باشد که مطمئنا به جای اینکه مشکلات زندگی مشترک را ساماندهی کند، باعث ایجاد مشکلات جدی و بالا رفتن آمار طلاق می شود.

متاسفانه ما به جای پیدا کردن جواب اقدام به پاک نمودن سوال نموده ایم ، چرا به جای اینکه دختران را آموزش بدهیم برای احترام به بزرگترها و اجرای رسم قدیمی ازدواج با شعار ” زن با چادر سفید به خانه شوهر میرود و با کفن سفید بیرون می آید” دم از رعایت حقوق زنان می زنیم و روز به روز آمار طلاق را بالا می بریم.

اگر قرار بود زنان تصمیم گیرنده زندگی باشند به هیچ عنوان در روایات مشورت با زنان نکوهش نمی شد.

تفاوت بین هوش زن و مرد، فزونی هیجان در بانوان بسیار شفاف است ولی دولت به جای آزادی مردان و یا حتی تقسیم آزادی،اقدام به آزادي مردان نموده است.

اگر زن نسبت به مرد برتری داشت به هیچ عنوان حق طلاق با مرد نبود.

اما با توجه به ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق مسکن با مرد است مگر این حق را در زمان ازدواج به زن داده باشد، آیا این قانون رعایت می شود؟

جواب این سوال خیر است زیرا در دادگاه زن می تواند درخواست کند کارشناس بیاید و خانه را تائید کند مگر نه اینکه در شرع زن می بایست در هر جایی که شوهر می گوید زندگی کند، حتی بر روی کوهان شتر؟

پس چرا این قوانین شرعی رعایت نمی شود.

مگر غیر از این است که زن می بایست از شوهر خود تمکین نماید، پس چرا این تمکین ضمانت اجرا ندارد و فقط زن ناشزه می شود؟

مگر غیر از این است که مرد با اجازه همسر خود می تواند ازدواج مجدد کند؟

پس چرا بعد از ازدواج مجدد زن می تواند درخواست طلاق دهد حتی اگر این ازدواج موقت باشد.

سوال مطرح شده در  اینجا خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی هستند که بدون هیچ اطلاعی سریعا یک مطلب را انتشار می دهند.

یکی از این انتشارات بی مورد در خصوص اضافه شدن بند مهریه عندالاستطاعه در سند ازدواج است.

باید بدانیم با کمی مطالعه متوجه می شدیم قبل از اضافه شدن این بند، مرد می توانست دادخواست اعسار از مهریه ارائه نماید و دادگاه با توجه به استطاعت مرد حکم به قسط بندی مهریه می نمود.

سوال باقیمانده در ذهن این است چرا در دولت اسلامی ایران که آوازه آن در دنیا پیچیده است زنان را بولد کرده اند و هر روز یک کنگره و یا تجلیل از زنان برتر برگزار می شود، اگر به جای برگزاری مراسم تجلیل از زنان برتر، از زنان خانه دار و اهل زندگی تجلیل شود بهتر نیست؟

شاید راهی باشد به سوی تداوم بستر زندگی مشترک.

خرس نقره‌ای بهترین کارگردان به فرهادی رسید

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

فیلم سینمایی “درباره الی” ساخته اصغر فرهادی جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی پنجاه و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را از آن خود کرد. 

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم اعطای جوایز جشنواره برلین 2009 لحظاتی پیش در کاخ برلیناله برگزار شد و هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل به ریاست تیلدا سوئینتن بازیگر بریتانیایی ، اصغر فرهادی را برای کارگردانی فیلم “درباره الی” شایسته دریافت جایزه خرس نقره‌ای دانست.

فرهادی پس از دریافت جایزه ضمن تشکر از گروه تولید “درباره الی” با اشاره به اینکه خود را برای سخنرانی آماده نکرده بود، افزود: خدا را سپاس می‌گویم که اگر او یاری نمی‌کرد من اینجا نبودم. از مردم سرزمینم هم یاد می‌کنم که شما کمتر تصویر دقیقی از آنها دارید.

ترانه علیدوستی، شهاب‌ حسینی، مانی حقیقی، گلشیفته فراهانی، مریلا زارعی، رعنا آزادی‌ور، احمد مهرانفر، صابر ابر و پیمان معادی در “درباره الی” بازی کرده‌اند که چهارمین فیلم فرهادی پس از “رقص در غبار”، “شهر زیبا” و “چهارشنبه‌سوری” است.

جایزه خرس طلایی جشنواره برلین 59 از آن فیلم “شیر اندوه” به کارگردانی کلودیا یوسا از اسپانیا و پرو شد. این فیلم داستان زنی را به تصویر می‌کشد که سال‌ها پس از درگیری‌های خشونت‌بار داخلی در پرو در دهه‌های 1980 و 1990 رازی با خود دارد و ترسی که باید با آن روبرو شود.

جایزه بزرگ هیئت داوران به طور مشترک به دو فیلم “گیگانته” آدریان بینیز از اروگوئه، آرژانتین، آلمان و اسپانیا و ”هر کس دیگر” ساخته مارن آده از آلمان اعطا شد. “گیگانته” جدا از جایزه بزرگ هیئت داوران جوایز دو بخش بهترین فیلم اول و جایزه آلفرد بائر را نیز دریافت کرد.

فیلم داستان یک نگهبان 35 ساله تنها را به تصویر می‌کشد که دلباخته یک زن نظافتچی است. هیئت داوران “گورگیاه” آندری وایدا از لهستان را نیز به عنوان دیگر برنده جایزه آلفرد بائر برگزید. فیلم جدید وایدا بر مبنای داستانی کوتاه از یاروسلاو ایواسکیویچ نویسنده معروف لهستانی ساخته شده و درباره همسر یک پزشک در سال‌های 1950 است.

جایزه خرس نقره بهترین فیلمنامه به “پیام‌آور” ساخته اورن موورمن از آمریکا رسید و “کاتالین وارگا” ساخته پیتر استریکلند از رومانی، بریتانیا و مجارستان جایزه خرس نقره‌ای بهترین دستاورد هنری را دریافت کرد.

سوتیگوی کویاته بازیگر اهل مالی برای بازی در ”رود لندن” به کارگردانی رشید بوغریب از الجزایر، فرانسه و بریتانیا جایزه خرس نقره بهترین بازیگر مرد را برد و خرس نقره بهترین بازیگر زن به بریژیت مینیشمایر برای فیلم “هر کس دیگر” رسید.

به گزارش مهر ، پنجاه و نهمین جشنواره فیلم برلین پنجشنبه پنجم فوریه با فیلم “بین‌الملل” ساخته توم تیکور آغاز شد و فردا به پایان می‌رسد. ایزابل کویشی، گاستون کابوره از بورکینافاسو، هنینگ مانکل نویسنده سوئدی، کریستف شلینگنزیف کارگردان تئاتر و اپرا از آلمان، وین ونگ کارگردان متولد هنگ کنگ و آلیس واترز نویسنده آمریکایی دیگر اعضا هیئت داوران این بخش بودند.

امسال در مجموع 386 فیلم در بخش‌های مختلف جشنواره برلین نمایش داده شد. “برف” آیدا بگیچ و “نیلوفر” سبینه الجمایل که هر دو با مشارکت ایران ساخته شده‌اند، به ترتیب در بخش نسل 14 سال به بالا و  سنین کودکستان به بالا جشنواره برلین به نمایش درآمدند.

 

نور، صدا، حركت : به یاد ماندنی ها

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

امسال، سال محشری بود برای سینمای ایران؛كمتر فیلمی را شاهد بودیم كه هنوز در اندازه های سابق باشد و جشنواره ای و البته جشنواره پسند و نه مردم پسند. به گمانم سینمای ایران آموخته كه دیگر باید به سلیقه مردم اعتماد كند و البته آن سلیقه را در جهت بهتر شدن ارتقا دهد.
امسال، قدیمی ها بودند و جدیدی ها و كسانی هم، كه میان قدیم و جدید، طبقه بندی می شدند؛ البته از جدیدی ها، جلوه بهتری دیدم. این نگاه من است شاید درست نباشد اما به هر حال.‎/‎/
الف- خب، خیلی ها منتظر بودند كه ببینند بهرام بیضایی پس از سال ها، چه ساخته، چقدر جلو آمده و چقدر توان هم آوردی با جوان ها را دارد؛ از این نظر، از یك لحاظ هم آوردی كرد با جوان ها: «فیلمی تجربی ساختن» و از یك لحاظ كنار آمد با برخی از رویكردهای سینمای هالیوود: «برداشت از فیلم های موفق هنگ كنگی.»
بالاخره وقتی استاد اسكورسیسی، «جدا افتاده» را با دكوپاژی مشابه فیلمی درخشان از سینمای هنگ كنگ می سازد و اسكار می گیرد، لابد اگر بیضایی هم، فیلمی از آن سامان را مدنظر قرار دهد و به شیوه آثار پست مدرن، یك فیلم در فیلم دربیاورد كه وامدار فیلم نخست كیشلوفسكی باشد، جواب می دهد.‎/‎/ اما حاصل، شبیه یك نامه سرگشاده شد در فغان از روند تولید در بخش خصوصی و نفوذ تهیه كنندگان فك و فامیل دار؛ بگذارید بی انصافی نكنیم؛ همه چیز فیلم، الا افق دید آن، به قاعده بود و به گمانم ما به دیدن یك فیلم می رویم كه با یك فیلم سینمایی روبه رو باشیم نه با یك نامه سرگشاده. آن نامه را در نشریات هم می شود منتشر كرد؛ و در نهایت، می ماند آن بخش قصه گوی متأثر از قصه آن فیلم هنگ كنگی درباره زنی كه خودش را جای خود و خواهرش، توأمان جا می زند تا كشته شود تا خلاص شود از شر «وجدان درد» كه چون خالی از استعاره سازی های متداول بیضایی بود، خوشایند بود. راستی! یاد یك فیلم به خیر! فیلمی كه بهترین فیلم بیضایی است چون استعاره ساز و بیانیه پرداز نیست: «باشو غریبه كوچك».
ب- «اخراجی ها(۲)» هم از راه رسید و بار دیگر ثابت كرد كه ده نمكی توان تسخیر قلوب عمومی را دارد با لحظات كمیك و با كمدی حاصل از شوخی های متداول در جبهه ها؛ [كه بخش اعظم شان در «فرهنگ جبهه» قابل جست وجوست] با این همه، من بالشخصه ترجیح می دهم كه طرفدار صحنه های جدی فیلم باشم كه ده نمكی به خوبی از پس شان برآمده و به ما نشان می دهد كه به عنوان یك فیلم ساز جدی ساز، می تواندبه سینمای جبهه و جنگ، رویكرد ماندگارتری داشته باشد. پنج دقیقه نخست این فیلم، احتمالاً بهترین سكانسی است كه درباره جنگ هشت ساله، شاهد بوده ایم و در حدی است كه قابل رقابت است با بهترین سكانس های جنگی كه از سینمای جهان می شناسیم.
به نظرم آمد یك جور كری خواندن با «نجات سرباز رایان» بود. [شاید هم صرفاً به نظرم آمد] همچنین در سكانسی كه عراقی ها، در بازداشتگاه اسرا، برای پیدا كردن سید روحانی، همه را در خاك چال می كنند و ما اول، یك سر را می بینیم كه از خاك بیرون است و بعد دوربین عقب می رود و بالا می آید تا ما زیرنورافكن بازداشتگاه بقیه را ببینیم كه چه وضعی دارند، خیلی خوب از كار درآمده و در ذهن، خودش را به یادگار می گذارد؛ و یك صحنه دیگر: زمانی كه اسرا، برای ابراز نفرت خود از «آدم فروش»ها، بارانی از سیگار، روی سرشان می ریزند و در حركتی آرام، سفیدی سیگارها، مثل برف شادی عروسی ها به نظر می رسد در حالی كه «آدم فروش»ها هر یك سازی را در بغل دارند، به كاركردی دوگانه می انجامد كه معنابخش سكانس پایانی هم هست. می دانم كه اخراجی ها(۲)، مثل اولی پرفروش خواهد بود؛ و ده نمكی هم در تدارك سومی ست از این سری؛ اما امیدوارم، دوباره به سینمایی برگردد كه با فیلم اولش دنبالش بود.

سينمای ايران پاک‌ترين سينمای دنياست

نوشته‌شده به وسیله‌ی: parsifa در: فوریه 16, 2009

كارگردان و بازيگر سينما و تلويزيون گفت: بدون شك سينماي ايران علي‌رغم برخي انتقادات پاك‌ترين سينماي دنيا است.سيد جواد هاشمي در حاشيه يادواره شهداي گردان تخريب استان در گفتگو با خبرنگار فارس در همدان با اشاره به محتواي ديني سينماي ايران افزود: سينماي ايران در راستاي اهداف عاليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و آرمان‌هاي امام خميني(ره) و شهدا گام برداشته و بر خواهد داشت.
وي با اشاره به آن كه مسيرهاي حركت سينما و تلويزيون ايران درست است، تصريح كرد: سينماي ايران از لحاظ جهش تكنيكي و جهش اخلاقي و ديني در دنيا يك شاهكار است.
كارگردان و بازيگر سينماي ايران با بيان اينكه در تمام بخش‌ها و صنوف الگوهاي منفي وجود دارد، گفت: الگوهاي مثبت و منفي همه جا وجود دارد و تنها مختص بازيگران و هنرمندان نيست.
وي خاطرنشان كرد: تأثير بخشي منفي ورزشكاران بيشتر از هر قشري است و بايد قبول داشته باشيم كه در ميان بازيگران نيز الگوهاي منفي وجود دارد، ولي برخي از انتقادات به سينما نيز درست و اصولي نيست.
هاشمي اضافه كرد: وضعيت سينماي ايران برخلاف آنچه كه برخي به صورت منفي ترسيم مي‌كنند اين‌قدر هم بد و دلخراش نيست بلكه اسم سينماي ايران بد در رفته است.
وي با اشاره به سينماي دفاع مقدس اظهار داشت: سينماي دفاع مقدس مي‌تواند با محتواي ارزشي و ديني و انقلابي خود به كمك سينماي ايران بيايد تا آن را پاك كند.
اين كارگردان و بازيگر سينماي ايران افزود: شرايط و وضعيت سينماي ايران در دولت نهم با گذشته تغيير مثبت داشته، ولي به هرحال اتفاقي كه بعد از انقلاب اسلامي در عرصه سينما و تلويزيون ايران افتاد اتفاقي مبارك و و در خور توجه بوده است.

Blog Stats

  • 39,957 hits

دسته‌ها